آيا نومحافظهكاران آمريكا
موافق صلح در فلسطيناشغالي هستند؟ بايد دانست كه پاسخ اصلي به اين سوال يك
«نه»بزرگ است. انديشههاي شيطاني تحريفگر در دُنيايمدرن ما كوشيدهاند تا با
ارائه يك «ايدئولوژي مجهول» و «تحريف شده»، سازواره جهان را به نفع خود و برايكسب
قدرت و ثروت هر چه بيشتر و همچنين عطشسيريناپذير براي حاكميت بر زمين، تغيير دهند.
«امر مقدس»، براي ايشان تنها ثروت و قدرت و اراده قدرت است. حرف از عدالت زدن و
ظالمانهترين رفتارها را ازخود بروز دادن، يكي از نشانههاي حاميان صهيونيزماست.
جالب است كه خداوند بارها در قرآن متذكرشده است كه برخي اولياي بنياسراييل، پس
ازتحريف كلام خدا، باز حرف از بنده برگزيده خدا بودنو تفوق بر ساير اُمَّتها
زدهاند. امروز نيز اين جريان، درهمراهي با ابرقدرتِ ظالم جهان، پديدار شده است.
غيرمنطقيترين و مهملترين حرفها براي تحريفواقعيتها، خصوصاً درباره فلسطين
اشغالي، از سوي اينان صادر ميشود. جالب است كه گاه براي موجهجلوه دادن خود،
طرحي به نام «طرح صلح» ارائهميدهند، اما از سوي ديگر خود براي شكستن صلحاقدام
ميكنند. شايد طرح صلح براي آرام كردنحركتهاي انتفاضه است تا سريعتر به اهداف
پليدخود برسند. اما تمام حركتهاي ايشان در جهتحملاتِ ظالمانهاي است كه فرزندان
فلسطين را درخاك و خون مينشاند. به همين جهت، متن سخنراني پَت رابرتسون،رييس كلوپ
700 آمريكا، با گرايش شديد صهيونيستيو در واقع محل تجمع مسيحيان صهيونيست را
برايآشنايي خوانندگان و جوانان عزيز با سوداهاي شيطانياين گروهها، كه اكنون در
رأس قدرت هستند - درآمريكا - تقديم ميكنيم.
هنگامي كه به نقشه نگاه
كنيد، منطقه مشهور بهكرانه غربي را ميبينيد. اين همان چيزي است كهفلسطينيها آن
را ميخواهند. پايين سمت دريايمديترانه، غزه قرار دارد. كشيدن يك خط ارتباطي
بيناين دو از ميان اسراييل عملاً غيرممكن است. بنابراينفقط در اين مورد ما با
مشكل مواجهيم. اگر اسراييل رادر مقايسه با سرزمينهاي گستردهاي كه در
خاورميانههست بنگريم، ميبينيم كه تنها سه دهم از فضاي آنجارا اشغال كرده است. در
نقشه ميتوانيد فضاي گسترده سرزمينهايعربستان سعودي، اردن، سوريه و عراق را
بنگريد.مردمان اين كشورها، سرزمين بزرگي دارند. مردمان اينسرزمينها ميخواهند كه
با اين حال، همه فلسطينيهارا به اين سرزمين كوچك هُل بدهند، سرزميني كهتحمل آنها
را نخواهد داشت. اكنون ببينيم ساحل غربي در چه وضعي است. اينجا شهرهايي واقع
شدهاند كه شما درباره آنهاميشنويد.
ادامه مطلب

يوم الله 22 بهمن گرامي باد
مولای من! آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می
نامیدند. دوست داشتم از همان اول اذان عشق تو را در گوشم زمزمه کرده
بودند. کاش کامم را با نام تو بر می داشتند و حرز تو را همراهم می کردند!
ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با تو بود. کاش در کلاس اول دبستان آموزگارم
الفبای عشق تو را برایم هجی می کرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه تکلیفم
قرار می داد. در دروه راهنمایی هیچکس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نکرد.
در سالهای دبیرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد. در
کلاس تاریخ، کسی مرا با تاریخ غیبت، غربت و تنهایی تو آشنا نساخت. در درس
دینی به ما نگفتند که «باب الله» و «دیان دین» حق تویی. چرا موضوع انشای
ما به جای «علم بهتر است یا ثروت» از تو و از ظهور تو روش های جلب رضایت
تو نبود؟ مگر نه بی تو نه علم بهتر است و نه ثروت؟ در زنگ شیمی وقتی سخن
از چرخش الکترون ها به دور هسته اتم به میان می امد، اشارتی کافی بود تا
من بفهمم تمام عالم هستی به گرد وجود شریف تو می چرخند. ای کاش در کنار
انواع و اقسام فرمول های پیچیده ریاضی و فیزیک، فرمول ساده ارتباط با تو
را نیز به من یاد می دادند. وقتی برای کنکور درس می خواندم، کسی مرا برای
ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت تو تشویق نکرد. از فضای نیمه بسته مدرسه،
وارد فضای باز دانشگاه شدم؛ در دانشگاه وضع از این هم اسف بار تر بود.
بازار غرور و نخوت پر مشتری بود. علم آن چیزی بود که از آن کتاب مرجع
اروپایی یا فلان مجله آمریکایی ترجمه می شد. از علوم اهل بیت (ع)، دانشِ
یقین بخشِ آسمانی، کمتر سخن به میان می آمد. مولای من! در دانشگاه هم
برایم از تو سخن نگفت. هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نکرد. کارکرد
دروس تاریخ اسلام و معارف اسلامی جبران کسری معدل دانشجویی بود. پس از
فراغت از تحصیل نیز اداره زندگی و دغدغه معاش مجالی برای فکر کردن راجع به
تو برایم باقی نگذاشت. اینک اما در عمق ضمیر خود تو را یافته ام. چندی است
با دیده دل تو را یافته ام. گویی دوباره متولد شده ام. تعارف بردار نیست؛
زندگی بدون تو که امام عصر (عج) و پدر زمانه ای، «مردگی» است و اگر کسی
همچون من پس از عمری غفلت به تو رسید، حق دارد احساس تولد دوباره کند. حق
دارد به شکرانه این نعمت پیشانی ادب بر خاک بساید و با خود زمزمه کند:
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله
برگرفته از کتاب آشتی با امام زمان (عج)
استراتژي جعلي و دروغين رئيس جمهور آمريكا يعني --عدالت بي پايان--
كه آن را هدف حضور ظالمانه اش در خاور ميانه و در كنار مرز هاي ايران اسلامي اعلام كرده چه رابطه اي است؟!
آرماگدون نه فقط عنوان يك فيلم سينمايي بلكه استراژدي پنهان ايالات متحده آمريكا ويهوديت صهونيستي است. نقطه تلاقي بزرگ همه باور ها و فر هنگ اسلامي شيعي با تماميت فرهنگ و تمدن غربي است كه امروزه آمريكاي امپرياليست نماد تمام عيار آ ن به شمار مي آيد. وقتي در اواسط سال 58 براي اولين بار فيلم مستند نوستر آداموس را كه برادران وانر بر اساس پيشگويي هاي يهودي زاده اي ساكن در بار فرانسه-- قرن 15 م. -- ديدم ،دريافتم كه مطالعات غرب و نظريه پردازانشان درباره جهان آينده و نقاط مهم تعارض فرهنگي و مدني در عالم بويژه در جهان اسلام گسترده است و آنان بر اساس همين مطالعات و تحقيقات گسترده خود برنامه اي دراز مدت و راهبردي براي تحكيم پايه هاي حضور سياسي،اقتصادي و نظامي خودو همچنين تشكيل حكومت يكپارچه جهاني دارند. ساده لوحي بود اگر كسي قبول مي كرد غرب ما را به خود وا نهاده است. به همان اندازه كه ساده لوحي است اگر گمان كنيم غربيان هيچ شناختي از فرهنگ اسلامي بويژه تفكر شيعي ندارند. تماشاي فيلم سينمايي -- آرماگدون-- در كنار بسياري از شواهد وقراين مرا متذكر اين موضوع ساخت كه آمريكا و متحدانش حسب طرحي فرا گير به ميدان آمده اند.
ادامه مطلب

