تبليغاتX
..:: والعصر ::..
دریچه ای نو به مباحث فرهنگی سیاسی اجتماعی ایران

 امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (ص) فرمود:

ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن-  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

                                                                                                          

 

                                                                                                                 اعمال ماه رجب

نوشته شده توسط  در ساعت 0:31 | لینک  | 

رجب ماه بزرگ خداست و پيامبر (ص) فرمود: ماه رجب ماه استغفار امت من است؛ پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.
استغفار، روزه گرفتن، قراعت دعاهاي اين ماه، ذكر لااله الاالله، تلاوت سوره‌ي توحيد، اقامه ي نماز و ... سفارش شده است.
اللهم اني اسئلك صبر الشاكرين و عمل الخائفين
اي خدا از تو درخواست مي‌كنم كه مرا صبر شكرگزاران عطا كني و عمل خداترسان و يقين اهل عبادت را نصيبم فرمايي.
اي خدا تو بلندمقام و بزرگي و من بنده بينواي فقير توام؛ تو غني و ستوده صفات و من عبد ذليل توام.
اي خدا درود فرست بر محمد و آلش و منّت گذار بر من به غنايت بر فقرم و به بر جهل و بر تواناييت بر ناتواني من اي تواناي با عزت.
اي خدا درود فرست بر محمد و آلش كه اوصياء پسنديده‌ي رسول تواند و مهمات امور دنيا و آخرت را كفايت فرما اي مهربان‌ترين مهربانان عالم ...
اهم اعمال ماه رجب
1- روزه داري در ماه مبارك
2- ذكر استغفرالله و اسئله التوبه
3- سوره توحيد زياد خوانده شود
4- هر روز صد بار استغفرالله الذي لااله الاهو وحده لا شريك له و اتوب اليه و بعد صدقه بدهد.
5- در هر روز كه توانست، روزه بگيرد و دوتا دوركعت نماز گذارد. ركعت اول صد آيه الكرسي بعد از حمد؛ ركعت دوم دويست توحيد بعد از حمد. اگر اين نماز را بخواند، نميرد تا جاي خود را در بهشت ببيند و يا براي او ديده شود.

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:0 | لینک  | 

بلر در نقش "میانجیگری" بین اسرائیل و فلسطین

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 20:19 | لینک  | 

 

دل غمدیده ما درجهان غمخوار هم دارد

برای راز دل، دل  محرم اسرار   هم دارد

 

سخن بسیار دارد دل  ز جور  روزگار  اما

اگر گوید سخن داند ضرر بسیار هم دارد

 

نمی گویم به غیر حق بعالم گرچه می دانم

که گوش  از بهر بشنیدن در و دیوار هم دارد

 

سر  سبزم   زبان سرخ  آخر  میدهد بر باد

چرا چون حرف حق گفتن طناب دار هم دارد

 

هنوز ای مدعی  اندر فراز دار  درعالم

علی درمکتب خود میثم تمار هم دارد

 

بجای نوش دائم میزنی نیش ونمی دانی

که این راه و روش را عقرب جرار  هم دارد

 

مکن ظلم و ستم ظالم بترس از آه مظلومان

که صبح  روشن هر فرد  شام تار هم دارد

 

به گرد هیچ بهرهیچ درعالم مپیچ ای هیچ

که این پیچیدگی را در طبیعت مارهم دارد

 

غنی حق ضعیفان را به غارت می برد اما

نمی داند جهان  یک خالق جبار هم دارد

 

بترس از آتش قهر خدا  کز بهر ما ایزد

اگر دارد بهشت و آب کوثر نارهم دارد

 

گنه کارم من ژولیده  یارب خود تومی دانی

که گل باآنهمه حسن ولطافت خارهم دارد

 

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:1 | لینک  | 

Haj-ahmad-motevasseliyan

لت و پار، خسته، کوفته و درب و داغون در سه مرحله عملياتي، حرف آساني نيست بايد باشي تا بفهمي که جنگ يعني چه و نبرد با دشمني که تا دندان مسلح است چه طعمي دارد. اما؛ خدا با ما بود و خدا خرمشهر را آزاد کرد. سرمست فتح عمليات بيت المقدس بوديم. شوق پس گرفتن خرمشهر انگار که کودک سيه چهره جنوبي مان به اسارت رفته بود را از دست ناپاک دشمنان دين خدا آزاد کرديم. هنوز خوب به چهره ماتم زده، پربغض و چشمان خوني او نگريسته بوديم هنوز تصوير دل شکسته اش را خوب نديده بوديم. وقت نکرديم در سايه سار سياه ديوار به خمپاره اش تکيه زنيم و دلتنگي براي ديدن مردمانش را از زبانش نشنيده بوديم. هنوز صباحي نگذشته بود تا به جاي تکيه بر خرمن هاي زرد گندم قوت نان را از بازوي شهر بگيريم. در طلوع صبح يله بر خاکريز منطقه به جست و جوي کمين دشمن بوديم که خبري مثل آوار برسرمان باريد.
اسرائيل به لبنان و سوريه حمله کرده و تا بيروت پيش رفته، تنها در شهر صيدا، (۳۰۰) کودک لبناني را در کودکستان امام موسي صدر يکجا کشتند. خشم و غيظ تنها شرياني بود که در وجودمان جريان داشت. کم کم خبرهاي ديگري هم پيچيد که شرم شهر خرمشهر و کمر مردانگي ما شکست هتک عصمت دخترکان خردسال لبناني و فلسطيني روز روشن و در معابر عمومي، آن همه گسترده صورت مي گرفت که “ابواياد” مرد شماره ۲ نهضت فلسطين گرفته بود:
“کاش به جاي هيات سياسي اعزامي به مجامع بين المللي و خصوصا کنفرانس سران عرب، گروهي از خواهران هتک عفت شده لبناني و فلسطيني ما را به اين کنفرانس ها اعزام مي کردند، بلکه وجدان مرده انساني و غيرت عربيت، در سران فارغ البال ممالک اسلامي و عربي زنده مي شد.”
مي دانستيم که در برنامه هر روزه صبحانه سربازان رژيم صهيونيستي، جنگنده بمب افکن هاي اف – ۱۶ بود که با ولع بر مواضع ارتش سوريه و کمپ هاي آوارگان لبناني و فلسطيني مي باريد.
روزها مي گذشت و ما گرم کار شناسايي شلمچه بوديم. روزهايي پردرد که نمي دانستيم دلمان را کجا پرواز دهيم. خبرها را دنبال مي کرديم. فهميديم که دمشق به متحد سنتي خود روسيه شود وي متوسل اما با پاسخ سرد آنها مواجه شده. به ناچار دولت سوريه از تمام کشورهاي عربي و اسلامي، درخواست کمک فوري براي دفع تجاوزات اسراييل کرد. تنها کشوري که به امدادخواهي پاسخ داد، جمهوري اسلامي ايران بود. برحسب فرمان امام خميني(ره) و ابلاغيه شوراي عالي دفاع، درقدم اول يک هيات عالي رتبه ديپلماتيک متشکل از شخصيت هاي سياسي – نظامي کشورمان، به منظور مذاکره با رهبران دمشق، ارزيابي موقعيت مناطق مورد تجاوز اسراييل و برآورد نيازهاي ضروري مردم سوريه و لبنان، عازم دمشق گرديد. در بازگشت اين هيات به تهران چنين تصميم گرفته شد که گروهي از رزمندگان اسلام، به منظور ياري مردم مظلوم لبنان، عازم منطقه شوند.
حاج احمد و گروهي از همرزمان وي براي اين کار انتخاب شدند. حاج احمد از لشکريان خود حدود (۱۰۰۰) نفر را انتخاب کرد. هزار سبزپوش با وصيت نامه در جيب، در غروب روز بيست و يکم خرداد ۱۳۶۱، چرخ هاي يک فروند هواپيماي بوئينگ ۷۴۷ نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، بدون صندلي و نيروها کيپ هم نشسته، در انتهاي باند فرودگاه دمشق، از گردش باز ايستاد.
سربازان آخرالزماني سيدالشهدا در پادگان “زبداني” در غرب سوريه و مجاور مرز لبنان – استقرار يافتند.
حرکت معجزه آساي رزمندگان اسلام در فتح خرمشهر، در خارج از ايران همه را تکان داده بود. اين بهت زدگي و اعجاب، تنها بر رهبران سوريه و شخصيت هاي مسلمان لبناني و فلسطيني مستولي نگشته بود. سران ائتلاف ماروني – صهيوني حزب کتائب و رژيم اشغالگر قدس نيز در هراس از ورود رزمندگان قواي محمد رسول الله(ص) به رعشه مرگ مبتلا شده بودند.
رژيم صهيونيسم اعلام آتش بس کرد. يک آتش بس نمايشي که برخلاف کليه مقررات، هواپيماهاي شناسايي آنها مرتب از مواضع سوري عکسبرداري مي کردند و در مناطقي که فلسطيني ها حضور داشتند. درگيري به شدت ادامه داشت مخصوصا در بيروت و مناطق حومه آن. بيش از بيست روز از حضور ما در پادگان مي گذشت تا اينکه بالاخره حاج احمد طاقت نياورد و به رفعت اسد گفت: ما براي ميهماني به سوريه نيامده ايم. شما بهتر مي دانيد که هنوز تکليف جنگ ما با صدام يک سره نشده اگر حاضر شديم به اينجا بياييم، براي آن بود که ثابت کنيم اگر محور جهاد اسلام باشد، بچه هاي پانزده – شانزده ساله مسلمان هم مي توانند مثل شير به مواضع اشغالي جولان حمله ببرند، گوش سرباز اسراييلي را بگيرند و او را با خفت از سنگرش بيرون بياورند و در خيابان هاي دمشق بچرخانند. مثل همان کاري که بسيجيان ما در فتح المبين و بيت المقدس با کماندوهاي بعثي صدام کردند. تعارف بس است. تکليف ما را مشخص کنيد. اگر به هر علت قرار است حضور ما در سوريه صرفا در حد وجه المصالحه و برگ برنده اي در مذاکرات سياسي باشد، ما اهل آن نيستيم!
همان روز سيدمحسن موسوي، کاردار اول سفارت جمهوري اسلامي ايران در بيروت به پادگان ما آمد و گفت: مي ترسم درصورت هجوم صهيونيست ها به مقر سفارت ايران، پرونده ها و مدارک سياسي موجود در آن به چنگ ارتش صهيونيستي بيفتد …. حاج احمد بلافاصله درخواست موسوي براي رفتن به بيروت محاصره شده و آوردن اسناد و پرونده هاي موجود در سفارتخانه را قبول کرد. تقي رستگار مقدم، راننده حاج احمد و کاظم اخوان عکاس و خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي حاج احمد و موسوي را در اين سفر همراهي کردند ساعت ۳۰/۱۲ دقيقه ظهر روز چهاردهم تيرماه سال ۱۳۶۱ اتومبيل سفارت جمهوري اسلامي ايران در لبنان، حين عزيمت به بيروت در يک پست ايست و بازرسي متعلق به شبه نظاميان ماروني حزب کتائب، موسوم به حاجزبرباره (به فاصله ۴۰ کيلومتري بيروت در جاده طرابلس – بيروت) متوقف و ۴ سرنشين خودرو مزبور، به رغم مصونيت ديپلماتيک به همراه گارد لبناني سفارت ايران دستگير و توسط تروريست هاي تحت امر رژيم تل آويو به گروگان گرفته شدند.

SORIYEH

در اين مثلث کشورهاي ايران، سوريه و لبنان همه مقصرند ما همگي بي غيرتيم. براي آزادي تو چه کرديم کدام آستين بالا رفت تا تو را در گودترين سياه چال ها پيدا کند کدام روح، کدام جان به تنفس ياد تو برخاست.
براي خيابان نشينان اين شهر، براي آنها که دلتنگ تو نيستند، مهره سوخته اي مي گويند در اين قماش تو باشي يا نباشي فرقي به حال ما نمي کند دوره حاج احمد ديگر تمام شده. تو را در کتاب ها، نرم افزارها و بالاتر مي توان در ميتينگ داغ بسيج دانشجويي پيدا کرد.
حاج احمد اينجا هوا خوب است، ملالي نيست گاهي که وقت کنيم به تو فکر مي کنيم البته در روز بازداشت تو، با حساب سرانگشتي مي شود “۹۱۵۳″ روز که در اسارت به سر مي بري. مراسمي، سخنراني از بازماندگان قبيله محمد رسول الله(ص) غصه نمي خوريم تصويرت را هم داريم حتي با آن سخنراني گيرايت با غيظ معروفت همه چيز هست ملالي نيست کمبودي نيست. فداي دلت، ناراحت نشو. اينها را دشمنانت مي گويند. اما مي دانم داغ نبودنت نفس را برهمه ما سنگين کرده است بخصوص براي رهبر عزيزمان که خود، پيشاني تو را بوسيد و تو را راهي اين سفر کرد. آن روز انگار مي دانست از بين فرزندانش تنها تو اسماعيل زمانه هستي و لايق اين قربانگاه. “تو خود بارها گفته بودي که با خداي خودم عهد بسته ام به دست شقي ترين اشقياي عالم، يعني اسراييل ها شهيد بشوم.” خيالت آسوده باشد سربازان گمنام صاحب الزمان نمي گذارند، نه نمي گذارند دژخيمان و منافقان کوردل پابگذارند بر جاي پاي تو در بلنداي کوه هاي سربه فلک کشيده کردستان. بگويم، بعد از تو حاج احمدهاي زيادي متولد شدند و همه مي دانند سري که در راه خدا داده شد پس گرفته نمي شود. همه عاشقان ثارالله هستند.
… اما حاج احمد آرام به تو مي گويم هزار نفر که بيايد يکي چون تو نشود.

_____
منبع: سايت حيات

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:15 | لینک  | 

 

اهل معرفت خداي بر سه مقام اند: قومي كه جوياي خداي اند از طريق غفلت از او . و قومي كه گريزان از اويند از سر عجز از او . و قومي كه خداي ايشان را ايستانيده است در آنجا كه نه با او راه طلب دارند و نه از او راه گريز. (بایزید بسطامی)

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 19:32 | لینک  | 

 

آدم و حوا در كنار هم نشسته بودند كه جبرئيل به نزدشان آمد و آنان را همراه خود به داخل قصرى از طلا برد، در آنجا تختى از ياقوت قرمز بود و بالاى آن تخت قبه‏اى بود نورافشان، و در ميان آن قبه چهره‏اى غرقه در نور، كه تاجى بر سر نهاده و دو گوشوار از لؤلؤ در گوشش، و گردن‏بندى از نور بر گردنش آويخته بود. هر دو از نورانيت حيرت‏انگيز آن تمثال در شگفت شدند به حدى كه حضرت آدم زيبائى همسرش حوا را فراموش نمود (زيرا شاهد يك زيبائى بى‏سابقه و حسن بى‏نظيرى بود)، لذا روى به جبرئيل كرد و پرسيد اين صورت كيست؟ جبرئيل گفت: اين فاطمه است، و آن تاجش احمدنما، گردن‏بندش حيدرنما و دو گوشوارش نشانگر حسن و حسين اوست. آنگاه حضرت آدم سر خويش را به سوى قبه نور بلند كرد، و در آنجا اين پنج اسم را با خط نور نوشته ديد: من محمودم و اين محمد است، من اعلى هستم و اين على است، من فاطرم و اين فاطمه است، من محسنم و اين حسن است، و احسان از من است و اين حسين است.

نوشته شده توسط  در ساعت 10:15 | لینک  | 

img/daneshnameh_up/b/b9/fatemeh3.jpg

شکوفايي غنچه نبوي
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.
 
جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
 
تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:30 | لینک  | 

صدها سال از آغاز عصر غيبت كبري گذشته است و اكنون در عميق‌ترين ادوار ظلماني كفر آنجا كه سيطره شب وسعتي تمام يافته است انسان بعثتي ديگر باره مي‌يابد و لياقت حضور پيدا مي‌كند. (1)
هنوز به هر گوشه از اين خاك پست كه مي‌نگري انساني را درمي‌يابي كه با يوسفي گمگشته راز و نياز مي‌كند غريبي كه فارغ از غربت دنيا زير لب زمزمه مي‌كند :«اين بقيه‌الله» كجاست او كه اينگونه شيعيان در قرن 15 ه.ق سالها پس از بعثت پيامبر (ص) نامش را فرياد مي‌زنند. شايد جهان هنوز آماده نيست اما انسان براي تولد دوباره‌اش در تلاش است و اولين قدم او براي ابراز ارادت به مولايش رهايي كربلا از چنگال دژخيمان است. پس سلاحت را بردار و چكمه هايت را بپوش.
«مبارك باد بر تو اي انسان رجعت ديگر باره ات، به موطني كه از آن دور مانده بودي و در طلبش در گمگشتي كوچه و پس كوچه‌هاي بن‌بست شهر ظلمت، سرگردان بودي».(2)

۱- كتاب گنجينه آسماني ص 97
2- كتاب گنجينه آسماني ص 97


نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:5 | لینک  | 




روز يكشنبه ، 12 تيرماه 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 ، هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران با 275 مسافر و 16 ، خدمه فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبي ترك گفت. سطح پرواز اين هواپيما 14000 پا تعيين شده بود. در ساعت 10:15 دقيقه محلي و 06:45 دقيقه گرينويچ شروع به اوج گيري نمود و در ساعت 10:24 به وقت محلي، سطح پروازي 12000 پا را گزارش نمود و از آن لحظه به بعد ديگر تماسي از طرف خلبان گرفته نشد. در واقع از اين لحظه به بعد هواپيما مورد اصابت 2 فروند موشك سطح به هواي ناو وينسنس آمريكا قرار گرفته و در نزديكي جزيره ايراني " هنگام" منفجر و سقوط كرده بود. در اين فاجعه ، تمامي سرنشينان هواپيما به شهادت رسيدند كه 66 كودك زير12 سال، 52 زن و 46 تن تبعه كشورهاي يوگسلاوي، كويت، افغانستان، هندوستان، پاكستان، ايتاليا، شارجه و دوبي از جمله وابسته نظامي پاكستان در ايران و خانواده اش در ميان كشته شدگان بودند.

شرح حادثه

يك سال پس از تجاوز رژيم عراق در سال 1360، حمله به كشتي هاي تجاري در خليج فارس شروع شد و با اعلام مين گذاري سواحل بندي امام خميني (ره) و حمله به دو كشتي تجاري ، در تاريخ 21/10/1360 امنيت خليج فارس توسط عراق مختل شد و به دنبال تحويل هواپيماهاي سوپراتاندارد و موشك هاي اگزوسه توسط فرانسه به عراق ، ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق ، به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مي گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد، ولي در قبال انتساب چند حمله به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، شوراي امنيت در تاريخ 11/3/1363 مطابق با اول ژوئن 1984، مبادرت به صدور قطعنامه 552 نمود و در آن خواستار توقف اين حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984، 112 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران در ژانويه 1985، به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام داشت كه از هر گونه اقدامي براي تأمين آزادي و امنيت كشتيراني كه در خليج فارس صورت گيرد حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت. تا تير ماه 1366، حدود 5/8 ميليون تن كالا از محموله هاي كشتيها در خليج فارس ، به زير آب رفت. 41 كشتي كاملاً نابود، و به 34 تن محموله كالا آسيب وارد شد ، و بيش از 200 تن از ملوانان كشورهاي مختلف به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروح شدند.

بدين ترتيب ، عراق درهدف خود مبني بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرت هاي غربي و در رأس آنها آمريكا ، حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و بالاخره كشتيهاي نفتكش كويتي با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند واسكورت نظامي نفتكش ها و كشتي هاي تجاري مورد نظر آمريكا در خليج فارس آغاز شد. در21 سپتامبر 1987 كشتي ايراني ( ايران اجر) مورد حمله نيروهاي نظامي آمريكا واقع شد. همچنين حملات نظامي آمريكا به سكوهاي نفتي ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهوري اسلام ايران را به وضوح نشان داد.



يكي از نتايج شوم اين همه تشنج آفريني رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامني در خليج فارس، حمله به هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران بود كه در مورخه 12/4/1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988، برفرازآب هاي سرزمين ايران و درآب هاي حوالي جزيره " هنگام " ، توسط دو موشك از ناو آمريكايي وينسنس- كه خود به آب هاي سرزمين ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود- مورد حمله قرار گرفت و تمامي مسافران و خدمه هواپيما به وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.

متعاقب اين تجاوز آشكار، جمهوري اسلامي ايران در روز 14 تير 1367 ، طي نامه اي به رئيس شوراي امنيت ، خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد. 25 تير 1367، مطابق با 16 ژوئيه 1988، شورا تشكيل جلسه داد. از سوي جمهوري اسلامي ايران دكتر ولايتي وزير امور خارجه وقت و از جانب آمريكا بوش معاون وقت رئيس جمهوري درجلسه حضور داشتند.

قطعنامه 616 شوراي امنيت (1988)

شوراي امنيت پس ازاستماع سخنان دكترولايتي و جرج بوش درجلسه شماره 2821 خود درتاريخ20 ژوئيه 1988
( 29/4/1367) طرح قطعنامه پيشنهادي را تصويب كرد. متن قطعنامه به شرح زير است:

" شوراي امنيت، با بررسي نامه مورخه 5 ژوئيه 1988 جانشين نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران خطاب به رئيس شوراي امنيت و با استماع بيانات نماينده جمهوري اسلامي ايران، وزير امور خارجه ( علي اكبر ولايتي ) و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا ( معاون رئيس جمهوري جرج بوش ) ، با ابراز تاسف عميق از اين كه يك هواپيماي غيرنظامي " ايران اير" در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا ( وينسنس) منهدم گرديد، با تاكيد بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بي طرفانه، با اضطراب عميق از تشنج دائم التزايد درمنطقه خليج [ فارس] :

1- تأسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماي غيرنظامي ايران به وسيله موشكي كه از يك ناو جنگي آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز مي دارد.

2- همدردي صميمانه خود را به خانواده هاي قربانيان سانحه غم انگيز و دولت ها و كشورهاي آنان اعلام مي دارد.

3- از تصميم سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري در پاسخ به درخواست جمهوري اسلامي ايران مبني بر ايجاد گروه تحقيق براي بررسي تمام حقايق موجود همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهوري اسلامي ايران مبني بر تصميمشان براي همكاري با برسي سازمان هواپيمايي كشوري استقبال مي كند.

4- از تمامي اعضاي كنوانسيون 1944 شيكاگو ، درخواست مي كند كه در همه شرايط ، مقررات و رويه هاي سلامت هوانوردي كشوري به ويژه ضمائم آن كنوانسيون به منظور جلوگيري از چنين پيشامدهايي را دقيقاً مراعات نمايند.

5- لزوم اجراي فوري و كامل قطعنامه 598(1987) ، شورا را به عنوان تنها مبناي حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار ِ منازعه ميان ايران و عراق ابراز و پشتيباني خود را از دبير كل براي اجراي اين قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همكاري با دبير كل براي تسريع در اجراي طرح اجرايي او مي نمايد."

جمهوري اسلامي ايران علاوه بر شوراي امنيت و شوراي ايكائو ، شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد. عنصر تخصصي سازمان ملل متحد يعني ايكائو (سازمان هواپيمايي كشوري بين المللي) نيز از مسائل سياسي به دورنمانده وبه جاي بررسي فني و ارائه طريق به شوراي امنيت به ابراز تاسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت.

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 22:22 | لینک  | 

در تابستان هر سال، تعطيلي 17 ميليون دانش آموز و چند ميليون دانشجو (منظورمان، تعطيلي كلاس ها است. اشتباه نشود) مديران مملكتي را با مساله بزرگي به نام «اوقات فراغت» مواجه مي كند. باتوجه به اين كه بسياري از سازمان ها و نهادها درگير اين مساله هستند، استفاده از تجارب نهادهاي مشابه در كشورهاي ديگر در اين زمينه بسيار ارزنده خواهد بود. لذا نظرات برخي كارشناسان فرهنگي كشورهاي مختلف را در اين زمينه ارائه مي كنيم. پيشاپيش هرگونه تشابه اسمي، فاميلي، كشوري و... را اتفاقي اعلام مي كنيم.

رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري يكي از كشورهاي خاورميانه در اين زمينه گفت: «مربع اوقات فراغت جوانان، سه ضلع دارد؛ ورزش و كلاس هنري. به همين دليل ما براي پر كردن اوقات فراغت جوانان، اقدام به برگزاري جشنواره تابستانه با نام «سه ماه صميمي» به مدت 100 روز از 15 تير تا 15 شهريور مي نماييم.» اين رئيس سازمان افزود: «تبليغات اين جشنواره از اول مرداد ماه شروع مي شود و يك هفته ادامه خواهد داشت. پس از آن، جوانان 2 هفته فرصت دارند كه در كلاس هاي ثبت نام كنند. سپس ما به مدت يك هفته اقدام به هماهنگي با اساتيد نموده و بعد از تأييد نهايي، اقدام به برگزاري اين جشنواره خواهيم كرد.»

وزير آموزش و پرورش يك كشور پر دانش آموز هم در اين زمينه بيان داشت: «متأسفانه برخي فكر مي كنند كه از نظر ما، اوقات فراغت جوانان هيچ ربطي به آموزش و پرورش ندارد. اما توجه نمي كنند كه اين ما هستيم كه 9 ماه آزگار اوقات فراغت اين جوانان را پر مي كنيم. بقيه يك فكري به حال آن سه ماه ديگر بكنند.»

رئيس نيروي انتظامي يكي از كشورهاي همسايه افغانستان هم گفت: «به نظر مي رسد كه كاهش محدوديت ها در توزيع و مصرف انواع مواد مخدر بتواند نقش موثري را در پر كردن اوقات فراغت جوانان ايفا كند.» وي آزادسازي پخش قرص هاي اكستازي را نيز از عوامل موثر بر پر كردن اوقات فراغت جوانان ارزيابي كرد و با تأكيد بر اين كه نبايد با گير دادن بي مورد به پارتي هاي شبانه، اندك خوشي هاي جوانان را نيز محدود كرد، افزود: «كرايه دادن اتومبيل هاي سطح بالا به پسران جوان براي پرسه زني در خيابان، علاوه بر پر كردن اوقات فراغت آنان، مي تواند نقش بسزايي در كاهش مسافران نسوان (كه آن ها هم نياز به پر شدگي اوقات فراغت دارند) داشته باشد.»

رئيس نيروي مقاومت بسيج يك كشور (كه خواست نام كشورش فاش نشود) گفت: «ما سعي كرده ايم از طرح هجرت براي غني سازي اوقات فراغت جوانان استفاده كنيم.» وي ضمن ابراز نگراني از حاشيه هاي ساخته شده براي اين طرح تأكيد كرد: «اميدواريم شوراي امنيت سازمان ملل ايرادي به اين طرح وارد نكند. چرا كه هدف ما از اجراي اين طرح فقط غني سازي اوقات فراغت جوانان است و برنامه اي براي غني سازي چيزهاي ديگر نداريم.»

برداشت از : کیهان  شماره 18567 
 

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 21:52 | لینک  | 

 

 

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي

                                       چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي

                                      خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شكن

                                      خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

                                    براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه

                                         براي  عده اي چه خوب شد نيامدي

                                        تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

                                       دوباره صبح ظهر نه غروب شد نيامدي

  

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 12:0 | لینک  | 

سلام

راستش امروز خیلی در رابطه با شهید بهشتی فکر  کردم نمی دونستم در رابطه با ایشون چی بنویسم شهید بهشتی به نظرم انسان کاملی بود که کمتر کسی رو نظیر ایشون می شه پیدا کرد دکتر بهشتی ابعاد شخصیتی بسیار والایی داشتند و در تمام زمینه ها انسان کاملی بودن البته من خودم رو خیلی کمتر از این می دونم که در ارتباط با ایشون مطلبی بگم ولی واقعیتش رو بخوام بگم  ما در جامعه خیلی شخصیت های بزرگی داریم و داشتیم که هیچ وقت قدر اینا رو ندونستیم  من شهادت شهید بهشتی و امثال او رو تبریک و تسلیت می گیم، تبریک برای اون ها و تسلیت برای خودمون ای کاش ماها که خودمون قشر فرهیخته و پیشرو جامعه می دونیم به وظیفه خودمون در این خصوص بهتر عمل می کردیم . 

"بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود"     امام خمینی(ره)

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 20:48 | لینک  | 

 

روزی که روح الله،نام محمد و آل محمد را برفراز قله دماوند به گوش جهانیان رساند و جشن پیروزی پابرهنگان تاریخ برپا شد، سید علی بود و تکلیف. دارایی داشت در حکم هیچ ونه سودای نان داشت و نه جویای نام بود سری داشت در هوای ملکوت و پایی داشت در زمین و در آرزویی بود که کسی او را به آرزویش برساند.

                                    

ششم تیر ماه 1360 محراب مسجد ابوذر می رفت تا پله معراج او از خاک به سوی افلاک شود؛ بمبی سهمگین منفجر شد.ملائک برای لحظه ای سید علی را از زمین جدا کردند و به آرزویش رساندند و او لطافتی را حس کرد که همه یاران خمینی برای درک آن لحظه شماری می کردند.در مسجد ابوذر غوغایی برپا شد دعای روح الله و مردم دستی شد وشوق ملائکه دستی دیگر.در کشمکش دست روح الله و مردم بادست ملائک این دست دعای روح الله ومردم بود که سید علی را به محراب و منبر بازگرداند.

سید علی نه جویای نام بود و ته در پی نان؛ اما خداوند بر سینه ی او مدالی از نام آوری در عصر جانشینی مهدی فاطمه(عج) آویخت که او نام محمد و آل محمد را بر فراز قله اورست به گوش جهانیان برساند.

                                 

 امروز آیت الله الامام خامنه ای(روحی له الفداه) در محراب است در حالی که دارایی دارد در حکم هیچ، واگر چه در سرش هوای ملکوت است،دستی دارد در دست جوون های ایرونی که هر صبحگاه و شامگاه خدا را به تمام مقدساتش سوگند می دهند که هرگز این دست را از آنان جدا نکند.

 

                         

                                      خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود

­­­­­­­­­­­­­­---------------------------------------------------------------------------

یه خاطره:

دکتر آقا در بیمارستان، تعریف می کرد و می گفت:

                    

وقتی آقا به هوش اومدند به سختی می تونستن حرف بزنن(یعنی به نحوی اصلا نمی تونستن حرف بزنن) به ما فهموندند که یه کاغذ و یه قلم می خوان،واسشون فراهم کردیم کاغذ و قلم رو دادیم خدمتشون ایشون برا اولین بار بود با دست چپ می نوشتن و به سختی این کار رو انجام دادن.یه چیزی روی کاغذ نوشتن و دادند به ما وقتی کاغذ رو گرفتیم آقا نوشته بودند:حال پاسدارام(محافظام)چه طوره؟

 

 

                 منبع:   http://www.khamenei.ir/FA/News/detail.jsp?id=860405B

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:50 | لینک  | 

 

زماني احساس مي‌کردم بزرگ‌ترين خواسته‌ي ما عدالت است. گمان مي‌کردم تمام مشکلمان نبود عدل است. چه قدر جاي علي (ع) را در جامعه‌ي تازه جان گرفته‌مان خالي مي‌ديدم. چه قدر نفرت داشتم از طلحه‌ها و زبيرها ؛ نان به نرخ روز خور‌هايي که تاب ولايت علوي راندارند ...

 

ديگر باورمان شده بود که جايي از کار مي‌لنگد. همه را امتحان کرديم. هر که گفت ؛ فرصت مي‌خواهم به او فرصت داديم ، تا طعم عدالت را به ما بچشاند . اما افسوس که آنچه در دايره‌ي قدرت آن‌ها گم شد ، عدالت بود. ديگر نا اميد بوديم و خسته. کسي را باور نداشتيم. خيلي تنها بوديم. اگر رهبرمان را نداشتيم دق مي‌کرديم ...

 

اما اتفاق عجيبي افتاد. مردي آمد از جنس خودمان. باور نمي‌کرديم. براي اولين بار آنچه را فرياد مي‌زديم و کسي برنمي‌تافت، از گلوي يک مسؤول کشوري مي‌شنيديم. باورمان نبود که کسي شهردار پايتخت باشد و بشود به راحتي او را بعد از نماز در مسجد محل ديد و با او دست داد! اين قدر اين حق طبيعيمان پايمال قدرت‌طلبي‌ها شده بود که وقتي مي‌ديديم کسي هست که مي‌توانيم رو به رويش بايستيم و فرياد بزنيم، مي‌خواستيم بال دربياوريم و پرواز کنيم.

 

اين بار باور کرديم که همه چيز منحصر در اين جناح و آن جناح نيست. کسي آمده که خود را تنها وابسته به حزب خدا مي‌داند، نه هيچ حزب ديگري. وقتي به دليل مشغله‌ي زياد کاري در شهرداري از آمدن به جلسه‌ي اصول‌گرايان براي تعيين کانديداي مشترک رياست جمهوري خودداري کرد و خدمت به مردم را ترجيح داد، باور کرديم که او از جنسي ديگر است. وقتي بدن نيمه‌جان او را که تا ساعت يک نيمه شب بدون وقفه کار کرده بود، از ساختمان شهرداري به بيمارستان بردند تا مگر با کمک پزشکان به هوش بيايد، باورمان شد که مردي از جنس ديگر آمده است.

 

چه قدر مي‌‌توانست زيبا باشد ؛ چه دورنماي زيبايي: مردي مي‌آيد و عدالت را برايمان معنا مي‌کند. مردي مي‌آيد و عزت را جايگزين سياست تدافعي و پير خارجي مي‌کند. مردي مي‌آيد و جلوي چپاول بيت المال را مي‌گيرد. مردي مي‌آيد و قدري نفس مي‌کشيم که انقلابمان زنده است ...

 

اين قدر بدبين شده بوديم که باور نداشتيم کسي که مردم او را مي‌خواهند، روي کار بيايد. باور نمي‌کرديم کسي که هيچ حزب و جناحي حاميش نيست، بتواند رئيس جمهورمان شود. اما مردم يک صدا تو را فرياد زدند و تو آمدي. وقتي اعلام شد که خواست ملت به بار نشسته است، اشک شوق باريديم. ديگر رها شده بوديم. ديگر لازم نبود خود را محصور در فلان حزب و فلان گروه بدانيم. ديگر منتظر بوديم عدالت و مهرورزي را با آغوشي گرم پذيرا باشيم. اما همه چيز به بک باره روي ديگري به خود گرفت.

 

تو گفته بودي کابينه‌ات منحصر در جناح‌ها و احزاب نيست. گفته بودي شايسته سالاري واقعي را زنده خواهي کرد. آمدي و به گفته‌ات عمل کردي. کساني را که سال‌ها بر اريکه‌ي قدرت تکيه زده بودند و کسي را جرات آن نبود تا از آن‌ها بپرسد چرا اينجايي؟ و چه مي‌کني؟ به زير کشيدي. اما ما برآشفتيم و فرياد تجربه و تخصص سر داديم. همان‌ها که تا ديروز مانع اجراي عدالت مي‌شمرديم، امروز متخصص و با تجربه نام گذاشتيم و نو حق نداشتي خواب آسوده‌ي آن‌ها را به هم بزني، چون ما فراموش کرده بوديم چرا تو را انتخاب کرديم!

 

گفته بودي ريشه‌ي چپاول‌گران بيت المال را خواهي خشکاند. گفته بودي ثروت ملت را به آن‌ها باز مي‌گرداني. آمدي و به گفته‌ات عمل کردي. هر که را خائن و چپاول‌گر يافتي، از قدرت راندي و حتي خواستي چهره‌ي اين نامردمان را براي مردم آشکار کني. اما ما برآشفتيم و فرياد آبرو و حيثيت سر داديم. همان‌ها که تا ديروز غارتگر بيت المال مي‌شمرديم، امروز آبرودار و با حيثيت نام گذاشتيم و تو حق نداشتي آن‌ها را به زير بکشي، چون ما فراموش کرده بوديم چرا تو را انتخاب کرديم!

 

تو گفتي فرهنگ عزت را جايگزين ذلت در سياست خارجي کشورمان مي‌کني. آمدي و چنين کردي. ديگر همه مي‌دانستند نمي‌شود دولت ايران را رقصاند، او خودش آهنگ براي نواختن و رقصاندن ديگران دارد. اما ما برآشفتيم و فرياد صبر و مصلحت سر داديم و تو را عجول ناميديم. همان‌ها که تا ديروز باعثين ذلت ايران مي‌شمرديم، امروز اهل سياست منطقي و مدبرانه نام گذاشتيم و تو حق نداشتي سياست آن‌ها را تغيير دهي، چون ما فراموش کرده بوديم چرا تو را انتخاب کرديم!

 

.......................................

 

آقاي رئيس جمهور! تو هر چه شعار دادي عمل کردي و گناهت هم همين بود. در اينجا رسم نيست کسي شعار بدهد و عمل کند. تو گناهکاري، زيرا گفتي و ايستادي!

 

آقاي رئيس جمهور! ما شرمنده‌ايم. نمي‌دانستيم که بزرگترين مانع اجراي عدالت خود ما هستيم. نمي‌دانستيم چه قدر از عدالت متنفريم. وگرنه هيچ وقت به تو اميد نمي‌داديم که در کنارت هستيم. ما يادمان نبود که عادت کرده‌ايم مسؤولينمان به ما دروغ بگويند!

 

آقاي رئيس جمهور! ما از عدالت بيزاريم. ما تاب عدالت علوي را نداريم. ما در سپاه طلحه و زبير پناه گرفته‌ايم. ما را با تو کاري نيست. ما تحمل سختي مبارزه را نداريم. از ما نخواه که همچون تو در مقابل مافياي مسکن و نفت و بازار و ...بايستيم. ما راهمان از تو جداست. ما را ببخش که به تو و به خودمان دروغ گفتيم!

(منبع:حُجر رسولي)

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:0 | لینک  | 

درباره تشكلهاي دانشجويي سخن بسيار گفته ايم و گفته اند ليكن اينك به چند اصل اساسي در اين مجموعه ها اشاره مي كنيم كه احتمالا توجه به آنها مي تواند تشكل را به نقطه مطلوب آن نزديك نمايد.

 

 

الف- نيرو محوري بجاي كارمحوري:

فضاي اصلي عمده تشكلها را فعاليت و محوريت كار پوشش مي دهد چرا كه فعالان آنها دغدغه اصلي شان را اثرگذاري بر مخاطب قرار داده اند. حال آنكه با توجه به همين هدف مي توان پرسيد آيا نبايد به فرآيند اثرگذاري بيشتر توجه شود؟ چنانچه ديده ايم و مي دانيم عرصه مخاطب عمومي و فعاليتهاي عام المنفعه در عين ضرورتي كه در جايگاه خود دارند از اثرگذاري اندكي بخاطر تنوع سلايق و زبان مفاهمه با مخاطبان برخوردارند و البته از همين رو كاري بس دشوراتر نيز محسوب مي شوند.

اما اگر تشكلها كه رسالت خود را تغيير و گسترش ارزشهاي جامعه مي دانند انرژي خود را بر روي مخاطبان خاص كه امكان ارتباط بيشتر دارند متمركز كنند و از فعاليتهاي صوري و عمومي بكاهند اثربخشي پردوام و عميق را نصيب خود خواهند كرد و توفيق تربيت نيروهايي كه يك عمر را با انتخاب آگاهانه خويش در جهت نيازهاي انقلاب تلاش كنند، خواهند يافت.

از طرفي اين نگاه طبعا آفت كمبود نيرو در تشكلها كه عمده علت آن عمل زدگي فعالان آنها مي باشد را برطرف خواهد كرد و تشكلها ديگر با حركتي سينوسي در سطح فعاليتها مواجه نخواهند شد. چنانچه موضوع فرهنگ، انسان مي باشد بايد موضوع تشكلهاي فرهنگي نيز نيروهايش باشند و نه صرفا فعاليتهايي كه توهمي از جريان سازي و اثربخشي را با خود به يدك مي كشند.

توجه به اين نكته ساده تحول جدي اي را در نوع نگرش ها و دغدغه هاي فعالان ايجاد خواهد كرد و البته آنگاه سوالات بسياري در مورد فرآيندهاي نيروسازي در پيش رو هستند.

 

ب- آگاهي محوري در همه شئون:

بسياري از تشكلها را ديده ايم كه اگر كمي از سطح روابط دوستانه افراد يا علايق احساسي و... آنها كاسته شود با مشكل اساسي انگيزشي و ادامه حضور نيروهاي خود مواجه مي شوند. هر چند وجود رابطه دوستانه خالي از اشكال است اما از آنجا كه اين حركت، حركتي ايدئولوژيك و آغاز انتخابي آگاهانه در تمام زندگي و نه مقطعي خاص از آن مي باشد در صورتيكه اين بعد مهم را تحت تاثير قرار دهد محل خدشه حواهد بود.

از طرفي در برخي تشكلها با ابزارهايي نظير تقويت چهره كاريزمايتك يا لزوم تبعيت از مسوول مافوق و... نيروها به تبعيت خالي از شناخت كافي دعوت مي شوند كه باز نوعي دوري از روح خودآگاهي فردي و جمعي است.

از اين رو همه مباني، تصميمات، مواضع، رويكردها، شعارها، برنامه ها و حتي قالبها و روشهاي كاري بايد بتوانند مورد خدشه و سوال قرار بگيرند و براي آنها پاسخي درخور وجود داشته باشد تا نيرو با شناخت كافي دست به كاري ولو كوچك بزند كه تبعات وجود چنين فضايي تسلط گردانندگان تشكل بر خود، تفكرات و روشهاي انتخابي و... خواهد بود و رسالت ايشان را بسيار سنگين مي نمايد.

تبلور اين اصل در تشكل اگرچه گاهي اوقات به وسواس بازخواني و كندي تحركات و... بيانجامد اما آنقدر منافع ايجابي خواهد داشت كه بتوان اين مسائل را ناديده گرفت و اساسا خود گردانندگان تشكل بايد فضا را به سمت ايجاد پرسش و انتخاب اگاهانه سوق دهند و از شكل گيري انگيزه هاي ديگر جلوگيري نمايند.

ج- مشاركت در همه سطوح :

 آنان كه پس از مدتي صاحب تجربه مي شوند و روحيه مطلوب گرايي نيز دارند عمدتا در سپردن كار به نيروهاي جديد و كم تجربه و خام تعلل مي كنند و بيشتر مي پسندند كه بجاي انجام يك كار توسط يك جمع تازه وارد، كل آن كار را به تنهايي و البته شايد حتي با كيفيت بهتر انجام دهند در حاليكه نيروسازي ملازم با نزول نسبي از كيفيت ها و پرداختن هزينه زماني آموزش و توجيه نيروهاي جديد است.

بعضا ديده شده كه اين مساله در برخي سطوح مثلا سپردن سطوح اجرايي صرف بروز مي كند و مقام تصميم گيري همچنان در حيطه نيروهاي باسابقه مي ماند در حاليكه اين افراد جديد الورود در آينده از توان مديريتي لازم و تسلط بر دقايق حوزه تصميم نيز بي بهره خواهند بود و دوباره معضل نيروي توانمند و مديران اصلي در تشكل وجود خواهد داشت، پس افزودن بر سعه صدر و ورود نيروها از شوراهاي تصميم گيري تا تيمهاي اجرايي براي رشد و باروري ايشان ضرورت دارد.

 

بديهي است نكات فوق ، مسائلي به هم پيوسته اند چرا كه نيرومحوري ملازم بازي دادن و توجه به نيرو و بكارگيري آنها ملازم توان پاسخ به سوالات مختلف ايشان و ايجاد بستر حركت آگاهانه خواهد بود.

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 21:55 | لینک  | 

 محمود احمدي نژاد در مردم پس از راي دادن

یاد باد آن روزگاران یاد باد .....

 شادي مردم پس از پيروزي محمود احمدي نژاد  رئيس جمهور منتخب

ستاد انتخابات در آخرين ساعات شمارش آرا

محمود احمدي نژاد كانديداي راه يافته به دور دوم نهمين انتخابات رياست جمهوري در جمع مردم

شادي مردم پس از پيروزي محمود احمدي نژاد  رئيس جمهور منتخبشادي مردم پس از پيروزي محمود احمدي نژاد  رئيس جمهور منتخب

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 22:32 | لینک  | 

 

بدون شرح:
دست دان خاتمي با دختران ايتاليايي!

 

اصل فيلم را مي توانيد در اين آدرس ببينيد!

 

 

یک ماه پيش فيلمي از ريس جمهور سابق منتشر شد که در آن آقاي خاتمي بازوي دختري جوان را فشرد واکنون در ايتاليا ... گرچه دفتر ايشان و صادق خرازي جوابيه هايي را منتشر نمودند ولي جوابيه دفتر رييس جمهور سابق و توضيحات مشاورش به گونه تنظيم شده بود كه گويي قصد دارد همه را نگران كند .... اما چرا خاتمي به فاصله تنها يك ماه يك عمل بحث برانگيز را چند بار تكرار مي كند؟ به راستي او نمي دانست كه رسانه ها فيلم و عكس از اعمالش تهيه مي كنند؟ ، آيا اين اعمال براي مطرح شدن دوباره وي در افكار عمومي نيست؟ آيا او نمي خواهد با استفاده از روش هاي غير اخلاقي دوباره به چهره اول رسانه ها شود؟ برخي شنيده ها حاكي است وي مي خواهد بدين وسيله بار ديگر زمينه حمله به خود را فراهم كند تا با مظلوم نمايي در اين خصوص بتواند محبوبيت از دست رفته را باز يابد!

 

 

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 19:54 | لینک  | 

 

كجاست آنكه براي بر كندن ريشه ظالمان و ستمگران عالم مهيا گرديد ، كجاست آنكه اميد داريم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد ، كجاست آنكه كتاب آسماني قرآن و حدود آن را احيا سازد ، كجاست آنكه شوكت ستمكاران را درهم مي شكند ، كجاست آنكه بنا و سازمانهاي شرك و نفاق را ويران مي كند  ،  كجاست آنكه  اهل فسق و عصيان  و  ظلم  و طغيان را نابود مي گرداند ، كجاست آنكه آثار انديشه باطل و هواهاي نفساني را محو و نابود مي سازد ، كجاست حضرت بقيه الله كه عالم ، خالي از عترت هادي امت نخواهد بود  ... فرازي از دعاي ندبه

 

همه هست آرزويم که ببينم از تو رويی     چه زيان تو را که من هم برسم به آرزويی؟

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 14:58 | لینک  |