تبليغاتX
..:: والعصر ::..
دریچه ای نو به مباحث فرهنگی سیاسی اجتماعی ایران

 

ملكه اليزابت دوم انگليس لقب «شواليه» را به سلمان رشدي مرتد كه پس از نوشتن كتاب «آيات شيطاني» احساسات مسلمانان را برانگيخت، اعطا كرد

18 سال پيش، دقيقاً در 25 بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‌باشند.
از مسلمانان غيور مى‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »

در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيه‌اي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.

پس از اين حكم تاريخي، رسانه‌هاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو مي‌شود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‌خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »

 

در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده‌اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته‌اي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني"، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيري‌ها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.
وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه‌هاي ناشر خواست هرچه سريع‌تر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند.
14 كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانه‌هاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي‌شد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.
همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز"، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.

سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني" اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»
او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود.
اختاپوس رسانه‌اي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.
در طول 18 سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه‌اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوق‌هاي تبليغاتي، محافل مساله‌دار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي مي‌كردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي پنجاه و نه ساله بايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.

خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:52 | لینک  | 

 

 

 

  

     

شيخ "عبدالله بن جبرين"، شيخ "الحربي" و شيخ "العمر" از مفتي‌هاي برجسته عربستان سعودي، انهدام گلدسته‌هاي حرم امامين عسگريين(ع) را به يكديگر تبريك گفتند.

  

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "النهرين‌نت"، اين افراد كه سال گذشته به همراه ده‌ها تن ديگر از مفتيان سعودي، بيانيه‌اي را در تكفير شيعيان صادر كرده بودند در پي وقوع فاجعه چهارشنبه گذشته در سامرا، تبريكات شفاهي و كتبي براي يكديگر ارسال كردند.

به گفته منابع مطلع در منطقه "العواميه" اين سه مفتي سعودي از تخريب بقاياي حرمين عسگريين(ع) ابراز خشنودي كرده و اين جنايت را تبريك و شادباش گفتند.

بر اساس اين گزارش، شيخ بن‌جبرين به‌تازگي با صدور فتوايي، از پيروان وهابي خود خواسته بود بقاياي حرم عسگريين(ع) را كه از انفجار سال گذشته برجاي مانده بود نيز با خاك يكسان كنند.

از سوي ديگر، يك كارمند شركت ارتباطات همراه سعودي اعلام كرد: حجم ارسال پيام‌هاي تبريك بر روي تلفن‌هاي همراه مشتركان سعودي، طي پيش از ظهر تا عصر چهارشنبه گذشته بالغ بر 70 درصد كل پيام‌هاي كوتاه اين كشور بود كه نسبت به ديگر روزهاي عادي، رقمي بي‌سابقه است.

وي افزود: بيشتر اين پيام‌هاي كوتاه شامل تبريك انفجار اين مرقد شيعي بود و ارسال‌كنندگان اين پيام‌ها نيز بيشتر بر روي "جهادي‌بودن"، "توحيدي‌بودن" و "ضد شرك بودن" اين اقدام تأكيد داشتند

 

  

 

نوشته شده توسط  در ساعت 19:51 | لینک  | 

 

امروز همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) مراسم تشييع پيکر مطهر ۶تن از شهداي جنگ تحميلي در تبريز برگزار شد

متاسفانه دوباره مسئولين محترم شهر ناتواني خودشون در اجراي مراسم به مردم اثبات کردند و نشان دادند که در حد و اندازه شهدا و مردم نيستند شايد اگه مسئوليت اين مراسم بعهده بچه هاي سال اول دانشگاه  که تازه وارد بسيج شدن بود مراسمي بهتر از اين برگزار مي شد .

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 13:52 | لینک  | 

 

** مـن کـه تـنـهـا دخــتـر پـیـغـمـبــرم **
                            **
پـشت این در، پیش مـرگ حـیـدرم **

** فاطمه (س) تنها طرفدارعلی(ع) ست **
                           **
درهجوم دشمنان یار علی (ع) ست **

** آنکه بـاشد مـرد ایـن سـنـگر مـنم **
                        **
اولـیـن قــربـانـی حـــیــدر(ع) مـنــم **

** چـشـم پوشـیدم، ز جـان خـویـشتن **
                           **
ای مـغـیـره هر چه میخواهی بزن **

** ایـن در کـاشـانـه، ایـن پهلوی من **
                            **
ایـن غـلاف تـیـغ، این بـازوی من **

** من به جان زخم علی(ع) را میخرم **
                           **
گـو چـهــل نـامـرد ریـزد بـر ســرم **

** گـر برآیــد شـــعـله از کـاشــانه ام **
                           **
یـا کـه گــردد قـتـلـه گاهم خـانه ام **

** گـر شـــود پـرپـر، ز جــور قـاتـلــم **
                      **
غــنــچـه نـشــکـفـتـه در بـاغ دلــم **

** گـر شــود در پـشت در جان بر لبم **
                         **
افـتـم از پــا پـیـش چــشـم زیـنـبــم **

** بـاز مـیــگــویــم بــه آوای جــلــی **
                             **
یاعـلی(ع) و یاعـلـی(ع) و یاعـلـی(ع) **

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 0:5 | لینک  | 

  سالروز شهادت صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت عرض می نمایم

 

امشب تمام خانه، رنگ عزا بگیرد
بانو دعا کن اول، جان مرا بگیرد

زهرا بگو ز دستم ، کاری اگر بر آید
باشد که غصه هایت ، این بار هم سر آید

زهرا تو را نبینم این گونه بی حمایت
وا کن دو چشم خود را ،حیدر شود فدایت

بار سفر مبند ای، بانوی خانه ی من
تنها کجا روی تو ، یکتا بهانه ی من

اینک مخواب بانو ! وقت سحر رسیده
هرگز ندیده بر خود ، خواب تورا سپیده

سنگ صبور حیدر ! رحمی به حال ما کن
جانم بگیر و آن گاه ما را ز خود جدا کن

بانو بده جوابم یا کن دمی نگاهم
آتش چرا زنی بر این قلب پر ز آهم

***

زهرا اگر بدیدی پیغمبر خدا را
بفرست از برایش شرمندگی مارا

گو ای حبیب دل ها ! شعله زبانه می زد
من در میان کوچه، او تازیانه می زد

مولا ! طناب و زنجیر، دست مرا ببستند
دستش به دست من بود ، کان دست را شکستند

چیزی شکست بین ، دیوار ودرب خانه
شد بوی یاس پرپر ، تا کوچه ها روانه

مسمار و خون تازه ، باشد همی نشانه
خون می چکید ازآن در، چون یاس ، دانه دانه

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:30 | لینک  | 

 ضایعه دردناک و فقدان بسیار اسفناک فقیه اهل البیت مرجع عالیقدر جهان تشیع ، حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (رضوان الله تعالی علیه) را به ساحت مقدس امام زمان ارواحنا فداه و مقام معظم رهبری و شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:31 | لینک  | 

 

سلام

تعرض به حریم مقدس امامین عسگریین را به خدمت حضرت بقیه الله الاعظم و مقام معظم رهبری و شیعیان جهان علی الخصوص ملت شهید پرور ایران تسلیت عرض می نمایم........

بار دیگر شاهد تعرض به ساحت مقدس حرمین شریفین در سامرا شده ایم همانطوریکه می دانید عملیات تروریستی که در سوم اسفند ۸۴ رخ داد و قسمتی از گنبد حرمین رو تخریب کرد در روز چهارشنبه اتفاق افتاد اما چرا این انفجار و حمله در این زمان خاص یعنى چهارشنبه  انجام می شودطبق روایات، حضرت حجت (عج) چهارشنبه صبح به بارگاه مقدس پدر و جدشان تشریف مى‏برند و در سرداب معروف كه محل غیبت ایشان نیز مى‏باشد به نماز مى‏ایستند. همزمانى این دو واقعه جاى تامل دارد.
هنگامى كه یک فرهنگ در تقابل با دیگری به نقطه تضاد مى‏رسد، اگر نتواند در بحث‏هاى معرفتى و ایدئولوژیكى نظرى بر او فائق آید، نمادهاى فرهنگی مقابل را هدف قرار مى‏دهد. مهدویت و جامعه مهدوى یكى از ویژگى‏هاى اساسى تفكر شیعه است. مكان‏هایى چون مسجد سهله در كوفه و یا سرداب سامرا، هر كدام نمادى از این ویژگى تفكر شیعى به حساب مى‏آیند.


اندیشه مادى غرب، در تقابل با مكتب اسلام شیعى به بن بست رسیده است و به همین دلیل درصدد حمله به نمادهاى این تفكر برآمده است. حمله وحشیانه به مسجد سهله و كشتار وحشتناك شیعیان به بهانه حضور نیروهاى جیش‌المهدى در آن مكان را همه به یاد داریم. حمله‌ای كه هدف اصلی آن مسجد سهله بود نه چیز دیگر. اخبار جسته و گریخته‌ای كه در ابتدای ورود اشغالگران از شكنجه علما و روحانیون شیعه برای گرفتن اطلاعات در مورد مكان زندگی حضرت حجت (عج) و خصوصیات ایشان توسط نیروهای اشغالگر و سرویس‌ها‌ی امنیتی و اطلاعاتی آنان از یادمان نرفته است. به نظر مى‏رسد حمله ددمنشانه اخیر نیز، نماد مهدویت در تفكر شیعى را هدف گرفته است، و در پى آن بوده تا با تخریب مرقد مطهر حضرت امام‌ها‌دى علیه‏السلام و امام عسگرى علیه‏السلام و همچنین سرداب سامرا، این اندیشه را با چالش مواجه كند، اما غافل از این كه مشیت خدا بر این قرار گرفته است كه آینده زمین به دستان مهدى موعود سپرده شود و هیچ مشیتى بالاتر از مشیت الهى نیست.

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 7:30 | لینک  | 

 

سلام

نمي دونم تا چه حدي اخبار مجلس رو دنبال مي كنيد حتمن مطلع هستيد كه در روزهاي گذشته انتخابات هيات رئيسه كمسيون هاي 12 گانه مجلس برگزار شد كه در اكثر كمسيون ها تركيب گذشته حفظ شد اما مهمترين تغيير در كمسيون فرهنگي اتفاق افتاد و دكتر عماد افروغ در آخرين سال مجلس هفتم تغيير يافت .

بهرحال گذشته از اين تغييرات ؛ اين روزها شاهد هجمه وسيعي بر عليه دكتر افروغ در رسانه ها نوشتاري علي الخصوص اينترنت  هستيم  كه لازم ديدم در اين خصوص مطالبي رو عنوان كنم دكتر افروغ كه يكي از چهره هاي سرشناس اصولگراي مجلس هفتم اخيرا در مصاحبه اي كه با يكي از خبرگزاريها مطالبي رو عنوان كردن كه اين سخنان واكنش هاي مختلفي رو از جانب گروههاي سياسي به همراه داشته  متاسفانه بخش بزرگي از اين حملات و مخالفت ها كه انصافا به شكل بسيار نامناسبي ابزار شده از جانب سايت ها و رسانه هاي حامي دولته  به نظر من بعنوان يك دانشجو كه مسائل سياسي رو از دور رصد مي كنم اين نحوه برخورد با اشخاصي كه ساليان متمادي به نظام و انقلاب خدمت كرده اند كاري درستي نم دونم  و اين امر در نهايت باعث تهي شدن صحنه سياست از افراد  متفكر و عالم که دلسوز و وفادار به انقلاب هستن مي شه ..... همه ما در كليه اركان جامعه بايد اين ظرفيت رو در خودمون ايجاد كنيم كه توانايي شنيدن نظراتي كه همسو با نظرات ما نيستن رو داشته باشيم و خودمون هميشه در معرض نقد و واكاوي قرار بديم متاسفانه اين موضوع در جمع  نيروهاي مومن به انقلاب به يه آفت بدل شده و هركسي كه نظري مخالف نظري ما مي ده حتي در موارد بسيار جزئي اون رو به ضد ولايت فقيه بودن متهم مي كنيم البته بحث من كلي يه من به شخص اقاي دكتر افروغ كاري ندارم صحبت من در خصوص نوع برخورده با اشخاصه و فكر و عقيده اوناست... حتي در انتخابات رياست جمهوري با اينكه من خودم از منتقدين عملكرد آقاي هاشمي بودم ام برخورد بعضي ها رو در ارتباط با ايشون  نمي پسنديدم بالاخره ايشون زحمات زيادي رو برا انقلاب متحمل شده بودن اما بعضي از ماها (خودم رو هم مي گه) در شرايطي خودمون رو معيار و ملاك قرار مي ديم و همه رو با ترازوي خودمون مي سنجيم .

بهرحال آقاي افروغ در اين مصاحبه يه سري مسائل رو مطرح كردن كه بعضي از سايتها با تحريف و حذف بخش هايي  از سخنان افروغ ،  از اين مصاحبه بعنوان ابزاري جهت  تخريب شخصيت ايشون بهره گرفته اند  و اتهامات ناروايي رو به ايشون نسبت دادن كه من متن مصاحبه در پايين صفحه لينك مي كنم  و همچنين جوابيه ايشون رو به كيهان در بخش ادامه مطالب ميارم اميدوارم شما خودتون قضاوت كنيد .........

من به همه دوستان همفكرم  اينو مي خوام بگم كه ما براي رشد و توسعه در تمام ابعاد فرهنگي اجتماعي سياسي اقتصادي ...... نيازمند نقد منصفانه و دلسوزانه هستيم اگر ما اجازه ندهيم كه خودي ها اونايي که درد دين دارن دلسوز به اين انقلاب هستن نقايص و كمبودها رو بيان كنن و به خاطر تامين منافع و مصالح جناحي عده اي منافع و مصالح كلي نظام رو فدا كنيم  روز قيامت در مقابل شهدا بايد پاسخگو باشيم من بحث در مورد اشخاص ندارم اما بزرگواران امروز اگر ما اقاي افروغ رو از دست بديم ايا جايگزيني برا ايشون داريم ..... اقاي افروغ  انتقادات رو به دولت نهم داشته اند ما بايد از اين استقبال كنيم ما بايد از ايشون تمجيد كنيم نبايست برا ايشون پرونده درست كنيم متاسفانه دوستي بعضي ها با دولت نهم دوستي خاله خرسه ست

افرادي مثل اقاي افروغ هم مي تونستن مثل بعضي از دوستان ديگه ساكت باشن و موقعيتشون رو تو مجلس تثبيت کنن  ولي ايشون چون خودشون رو فقط پايبند به انقلاب و رهبري مي دنن حاضر نيستن به خاطر منافع شخصي و جناحي منافع نظام رو وجه المصالحه قراربدن با اينكه ايشون در انتخابات نهم حامي دكتر احمدي نژاد بودن و امروز هم هستن ولي اين حمايت به معني چشم پوشي از نقايص و كمبودها نمي تونه باشه .... و هركدوم از ما در اين چنين موضعي هم اگه باشيم اگر يك اصولگرا به معناي واقعي كلمه باشيم نبايد به خاطر حفظ موقعيت خودمون ساكت بشينيم بايد انتقاد كنيم  وگرنه خيانت كرده ايم  اما در مورد مقام معظم رهبري بهتره كه جوابيه ايشون به كيهانو حتمن مطالعه كنيد که اونا هم در ادامه مطالب ميارم.

والسلام

متن کامل مصاحبه افروغ با فارس نیوز

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8603120332


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:36 | لینک  | 

برداشت ديگري كه از معناي والعصردر بين مفسيرين رواج داره وقت و يا عمر است . در واقع خدا مي خواد ارزش وقت رو به انسان متذكر بشه . به اين معنا كه وقت رو غنيمت بشميرد و نگذاريد به انحطاط سپري بشه براي جلوگيري از اين بطالت ايام و اوقات به چهار عامل اشاره مي كنه كه اگه به اون توجه بشه وقت و عمر انسان هدر نمي ره. سوگند به زمان در واقع بيانگر ارزش بي پايان عمر انسان است.

اگه انسان به اين نكته توجه كنه كه عمر يا وقت چيزيه كه اگر هدر شد قابل جبران نيست دچار وسواس عجيبي در استفاده بهينه از ساعات عمرش مي شه و اون رو ارزان از كف نمي ده .

تنها چيزي كه ارزش هم سنگ وقت و عمر انسان رو داره  عبوديت و اخلاق و علمه كه اگر انسان در تحصيل اينا بكوشه مي شه گفت كه قدر وقت و عمر خودش رو شناخته.

در ادامه همين آيه‌، پس از اينكه خداوند سوگند به عصر مي‌خورد، آمده است «ان الانسان لفي خسر». خيلي‌ها در ترجمه و بيان اين قسمت از آيه مي‌گويند كه همانا انسان زيان كار است‌. اين معنا، معناي دقيقي نيست‌. بيان تحت اللفظي‌اش اين است كه انسان‌ها در زيان‌اند. يعني اين كه شما هر چه بكوشيد كه از عمرتان استفاده كنيد، باز هم در حال زيان دادن هستيد و اين نكته ظريفي است كه با ترجيح مفهوم عصر به معناي وقت و عمر در اين سوره رابطه دارد. در اين جا نمي‌گويد انسانها زيانكارند، چون در اين صورت بسياري از احكام شرعي و دستورات ديني و تشريع اساساً بلاموضوع و مهمل مي‌شوند. انسان زيانكار نيست‌، اين كه مي‌گويد درحال زيان است يعني خداوند هديه‌اي را به شما داده به اسم عمر و وقت كه ارزشش قابل تخمين نيست و هر چه بكوشيد نمي‌توانيد از آن بهره كافي ببريد. ما فقط مي‌توانيم اين «در زيان بودن‌» را بكاهيم‌. لذا اين معناي والعصر با آنچه كه در دنباله آيه آمده تطابق دارد و مي‌گويد با آن 4 كاري كه انجام مي‌دهيد، اين در زيان بودن خودتان را مي‌كاهيد. در اين رابطه كلام معروفي از اميرالمومنين (ع‌) است كه مي‌فرمايد: «نَفَس المرء خُطاه الي اَجَله‌» يعني انسان با هر نفسي يك گام به مرگ نزديك‌تر مي‌شود. بر اين اساس وقتي يك گام به مرگ نزديك‌تر مي‌شويم يعني آن هديه و سرمايه‌اي كه ارزش بي كراني دارد، بخشي از اين سرمايه از كف رفته و حالا بايد ديد در ازاي از دست رفتن آن چه چيزي به دست مي‌آيد و اين عين زيان است‌.

البته برخي مفسران هم اين زيان را زيان مادي تعبير كرده‌اند، اما واقعيت اين است كه با توجه به ساير قرايني كه در اين سوره وجود دارد، زيان مادي بخش كوچكي از آن چيزي است كه مورداشاره اين سوره قرار دارد. در زيان بودن انسان اعم است از زيان مادي و معنوي‌، به همين خاطر در روايات فراواني از ائمه شيعه آمده كه در روز قيامت نخستين پرسشي كه از انسان پرسيده مي‌شود اين است كه عمر خودت را چگونه هزينه و مصرف كردي‌؟ و به همين معنا «ان الله لا يحب المسرفين‌» را هم مي‌شود تعميم داد; چون وقتي كه ما در طعام و اشياي معمولي هدر دادن و نفله كردن را مصداق اسراف بدانيم‌، چگونه مي‌شود در مقابل عمر كه ارزشش قابل اندازه‌گيري نيست‌، هدر دادن آن را اسراف ندانيم‌. بنابراين «اين الله لا يحب المسرفين‌» دستوري است كه از اسراف كردن چه در مأكولات و چه در مشروبات و چه در ايام عمر نهي مي‌كند و بيش از همه شايد ناظر بر چيزهايي باشد كه ارزشش بيشتر است‌. هدر دادن سرمايه بزرگ عمر بارزترين مصداق اسراف در زندگي است و انسان بايد به خاطر آن هم پاسخگو باشد. شايد به همين دليل است كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «ان الله اشتري من المومنين انفسهم‌» يعني همين خداوندي كه جان شما و عمر شما را خريدار است‌.

هيچ كسي نه شايستگي آن را دارد و نه در حد و مقام آن است كه بتواند با انسان و جان و عمر او معامله كند.

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 2:23 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

والعصر

ان الانسان لفي خسر

الا الذين امنوا و عملو الصالحات و تواصو بالحق و تواصو بالصبر

 

 

از وقتي شروع به نوشتن تو اين وبلاگ كردم مي خواستم به مناسبت انتخاب نام والعصر هم اشاره اي داشته باشم ولي به اون جمع بندي فكري نرسيده بودم ديروز فرصتي پيش اومد و تونستم مجددا به تفسير الميزان مراجعه كنم و در ارتباط  با سوره والعصر يه تحقيق و مطالعه اجمالي داشته باشم البته اينو هم بگم كه قبل از افتتاح اين وبلاگ من يه مقاله در خصوص سوره والعصر خونده بودم كه همين مقاله هم مشوقم شد برا نوشتن مجدد در وب ؛

اما گذشته از حاشيه هاي بحث بپردازيم به موضوع بحثمون كه  ارائه يك مدل تحقيقي با استنباط از سوره والعصره

اين سوره با يك سوگند آغاز مي شه و هرچه مفهوم اين سوگند روشن بشه اهميت آنچه كه در پي اون مي ايد اشكارتر مي شه . از اين رو طليعه سوره بسيار مهمه و مي خواد عظمت عوامل چهر گانه اي رو بيان كنه كه وجود يا فقدان اونها مي تونه باعث انحطاط و يا پويايي و رشد يك جامعه بشه. والعصر.ان الانسان لفي خسر.سوگند به عصر مي خورد و اين كه انسانها در زيان هستند ، مگر كساني كه اولا ايمان داشته باشند ، ثانيا عمل صالح انجام دهند ، ثالثا تواصي به حق داشته باشند، رابعا تواصي به صر داشته باشن.

سوگند به عصر طليعه سوره است . مفسيرين درباره عصر معاني مختلفي ارائه كردند كه اجمالا به اونا اشاره مي كنم:  زمان و روزگار ، عصر نبوت ، عصر ظهور حضرت وليعصر (عج) ، نماز عصر ،بعد از ظهر ، شبانه روز

نخستين معنايي كه در تفاسير به اون اشاره شده روزگاره يعني قسم به روزگار  ( مي دونم زياد طولاني مي شه ولي بر اينكه بتونم مقصودم بيان كنم بايستي يه سري مقدمات هم بياد قبلن منو ببخشين) . در قديم الايم اونطوريكه مورخين به اون اشاره مي كنن در جامعه رسم  اين بوده هر شكست يا حادثه شومي رو به روزگار نسبت مي دادن و اوقاتي رو شوم و بد مي دونستن و بعضي از اوقات رو مبارك و ميمون البته اگه دقت كنيم اين تصور شايد تنها به روزگار قديم و جامعه سنتي مختص نيست حتي امروزه درروزگار ي كه ظاهرا دوره ترقي ابنا بشره در بين مردم عادي و حتي فرهيختگان هم رگه هايي از اين باور ديده مي شه كه روزهايي را بديمن  مي دنن و گناه برخي اتفاقات رو به گردن روزگار مي ندازن .

معمولن انسانها عادت دارن گناه برخي اتفاقات و شكست ها رو به گردن عوامل خارج از اختيار و اراده خود از قبيل شانس زمان و ديگران و غيره بياندازن ... مثلن تو جامعه امروز ما با اينكه نقش حكومت بسيار گسترده ست ولي عده اي از مردم در همه امور يكسره حكومت رو مقصر مي دنن و به اين فك نمي كنن كه ما به عنوان شهروندان اين جامعه خودمون تا چه حدي در پديد اومدن اين وضعيت يا در اصلاح اون مي تونيم نقش داشته باشيم. بنابراين مي بينيم كه هميشه وقتي حادثه اي رخ مي ده افراد دنبال مقصر مي گردن . هيچ وقت دنبال سهم خودشون در بروز آنچه كه به هر حال تلخ و ناگوارست بر نمي آيند.

به هر حال مشكلاتي كه ما در جامعه امروز ما به آن مبتلا هستيم محصول و برآيند فعل تك تك افراد  جامعه است ولي ما عادت نداريم خودمون رو نقد كنيم بنابراين يكي از چيزهايي كه عادت داريم هيشه گناه رو به گردنش بندازيم مساله روزگار است و اين كه زمان زمان بدي بود و تاريخ ، تاريخ بدي بود.

اين سوگندي كه خدا به عصر مي خورد در واقع به خاطر زدودن همين تفكر غلط از ذهن مردمانست يعني خداوند زمان و روزگار رو تبرئه مي كنه و به اون ارزش مي بخشه و در قسمت هاي بعدي سوره  به 4 عامل اشاره مي كنه كه عامل رشد و انحطاط جامعه ست در واقع خدا مي خاد بگه كه اين زمان روزگار نيست كه مقصره اين شما هستيد كه مقصريد و عامل نيك بختي و بدبختي هستين و چهار عامل را متذكر مي شود كه اگر به اونا توجه كنين مي تونيد بالقوه و پويا بشيد كه عبارتست از ايمان، عمل صالح ، تواصي به حق ، تواصي به صبر

بنابراين  خداوند در سوگند به عصر زمان رو تبرئه مي كنه و در ادامه مي فرماين كه آنچه مربوط به سعادت و شقاوت شماست ، اين 4 عامله نه روزگار.

ان شا الله دعا كنيد ذهنم كمك كنه بتونم بقيه مطلب رو در روزهاي بعدي ادامه بدم........

يا حق

التماس دعا

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 2:28 | لینک  | 

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم...

 

 

با اینکه کمی دیر شده ولی حیفم آمد که بمناسبت ارتحال حضرت روح الله مطلبی ننویسم  البته من خیلی حقییرتراز اون هستم که در مورد امام بنویسم ولی به عنوان یک جوان ایرانی خودم رو مدیون شخصیت ایشون می دونم و وقتی فکر می کنم که اگر انقلاب اسلامی توسط امام خمینی پایه ریزی نمی شد چه بر سر افرادی مثل من می اومد ........ می خام اینطوری بگم که گذشته از تغییرات وتحولاتی که درسطح جامعه توسط امام شکل گرفت اگه ماها که درد دین داریم بیایم وقتی مقیاس بررسی هامون کمی محدود کنیم وفقط روخودمون زوم کنیم می تونیم به سوالت زیادی پاسخ بدیم  و وظایف خودمون را بهتر بدونیم و به مسئولیت های خودمون رو در قبال کسانی که باعث شکل گیری این انقلاب جهانی شدن پایبندتر باشیم ......

بعضی از امثال من که دیدشون محدوده نمی تونن ابعاد کاری رو حضرت امام کرد و تحولی رو که ایجاد کرد درک کنن به همین سبب تحلیلهای بی محتوایی از انقلاب ارائه میکنن و انرو بامدلهای غربی تبیین می کنن...

و انقلاب رو ناشی از تحولات دنیای مدرن و پست مدرن و امثال ذلک می دونن ...........

اما اون چیزی که واضحه و همه دوست و دشمن بر اون اتفاق نظر دارن اینه که حضرت امام مبدا تحولات عظیمی در گستره کره خاکی بودن شاید درک ابعاد اون برای ما کمی دشوار باشه ولی می تونیم بامراجعه به تحلیلهایی که اندیشمندان جهان از شخصیت امام ارائه می کنن اندکی از این خلا رو پر کنیم .........

واقعن ماهايي كه خودمون رو خيلي نزديك به دوستدارن امام مي دونيم چي كارا كرديم ؟ به وظايفمون چگونه عمل كرديم ؟ هم سالانمون را چطوري آگاه كرديم ؟ اصلن واقعن در خط امام هستيم اصلن مي دونيم امام بدنبال چي بود ؟ اونروز به بچه ها تو اتوبوس موقعي كه به مراسم سالگرد امام مي رفتيم گفتم ما هر جا از منش و رفتار امام پيروي كرديم به توفيقات زيادي دست يافته ايم و هر جا تخلف كرديم چوب شو هم خورديم ولي حيف كه ما عبرت نمي گيريم نه اينكه ما تنها عبرت نمي گيريم از ما بزرگتر ها هم دچار غفلت عميقي شدن ....................

 

بگذريم كمي هم در مورد سالگرد ارتحال امام بنويسيم متاسفانه مسئولين ما عليرغم گذشت 18 سال از ارتحال هنوز برنامه منسجمي براي برگزاري اين مراسم ندارن و حتي امكانات اوليه به تناسب زائران تدارك ديده نشده بود و زائران در محوطه مرقد امام و بهشت زهرا  به دنبال.....

 حتي ماشين هايي كه براي دريافت امانات زائرين تدارك ديده شده بودند در اولين ساعت برگزاري مراسم از دريافت امانات خودداري مي كردند .....

اي كاش مسئولين ما به اين امر دقت كنن كه تهيه چند دستگاه اتوبوس براي دريافت امانات تعبيه چند دستگاه بيلبورد براي به تصوير كشيدن مراسم ساگرد امام و سخنراني حضرت آقا و  انتشار  چند ويژه نامه براي راهنمايي زائرين ............... در مقابل شور و هيجان مردم براي شركت در 18مين سالگرد ارتحال امام كار  چندان دشواري نبود ...... در هيچ جاي دنيا شايد كمتر رهبري وجود داشته باشد كه مردم بعد از گذشت دو دهه همچنان  به خاطر  او از نقاط دور و نزديك كشور  گردهم بيايند و باعث سربلندي و ناكامي دشمنانش گردند مسئولين ما بايد از اين ظرفيت عظيم به نحو احسن بهره بگيرند و اين سرمايه گرانقدر اعتماد مردمي را فداي ندانم كاري هاي خود نكنند..........

 

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:21 | لینک  | 

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.

فاطمه یک زن بود آن چنان که اسلام می خواهد که زن باشد.

تصویر سیمای او را پیامبر،خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش.

مظهر یک همسر برای شویش.

مظهر یک مادر برای فرزندانش.

مظهر یک زن مبارز و مسئول،در برابر زمان و سرنوشت جامعه اش.

وی خود یک امام است.

یعنی یک نمونه مثالی،یک تیپ ایده آل برای زن،یک اسوه،یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.

او با طفولیت شگفتش،با مبارزه مداومش در دو جبهه خارجی و داخلی،در خانه پدرش،در خانه همسرش،در جامعه اش،در اندیشه و رفتار و زندگیش

چگونه بودن را به زن پاسخ می دهد.

(بر گرفته از کتاب *فاطمه فاطمه است*اثر دکتر شهیدعلی شریعتی)

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 19:21 | لینک  | 

مذاكره با امريكا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



 

تا ديروز نشستن پاي ميز مذاكره با آمريكا از فحش . . . هم بدتر بود. هركس چنين كلامي را منعقد مي نمود، قبل از انعقاد كلامش، بدترين الفاظ بارش مي شد و به ضد ولايت فقيه بودن و عكس خدا را پاره كردن و به امام فحش دادن محكوم مي شد. اما امروز . جانم كه سر ميز مذاكره با آمريكا نشستن ولو به خاطر منافع كشور دوست و بردار جان جاني «عراق» نه تنها مباح بلكه مستحب مؤكد است! ما كه از سياست چيزي سر در نمي آوريم اما كاش يكي پيدا مي شد برايمان توضيح مي داد.................

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:23 | لینک  | 

سوم خرداد سالروز آزاد سازي خرمشهر تو اين چند كلمه دنيايي از معنا نهفته است جنگ 8 ساله فرصتي است براي همه ما چه نسل اول چه دوم چه سوم ........... خداوند متعال اين نعمت رو براي ما  فراهم كرد كه عيار ما مشخص بشه  بتونيم خودمون رو خالص كنيم  آماده بشيم براي نبرد نهايي آخرالزمان هركدوم از ما وظيفه اي در قبال 8 سال دفاع مقدس داريم نسل اول و دوم كه تكليفشون تا حدودي مشخص شده  .......... مونديم ما نسل سومي ها و وظيفه ما و تكلبف ما.......... سوم خرداد ..... يك نقطه عطف در تاريخ انقلاب اسلامي معياري براي خلوص ما اما يه مسئله اي است كه شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته اينه كه ما نتونستيم اون فرهنگ رو تو جامعه اشاعه بديم يعني نه اينكه تلاش كنيم و نتونيم بعضي از ما ها كه خيلي تب روشنفكر مون گل كرده بود بعد از قبول قطعنامه و رحلت امام  نمي خواستيم اين حال و هوا مداومت داشته باشه امروز راديو جوان فك كنم ساعت 2 بود برنامه اي داشت در ارتباط با 3 خرداد البته گذشته از نوع برخورد اين شبكه با موضوعات ارزشي .. يكي از كارشناسان برنامه (خانم دكتر رجائي فر )  نكته خوبي رو در ارتباط با عملكرد سيما عنوان كردند كه واقعا جاي بحث هاي گسترده تري از يك برنامه نيم ساعت داره ايشون اعتقاد داشتند كه مجموعه متوليان فرهنگي جامعه  به جاي ترويج فرهنگ دفاع مقدس در عرصه هاي مختلف اقتصادي سياسي اجتماعي ..... زمينه حضور و حيات اين فرهنگ رو در جامعه كمرنگ و رفته رفته خاموش كردند بدون اينكه جايگزيني برا اون ارائه كنن و جامعه دچار نوعي رهاشدگي در عرصه مديريتي و فرهنگي شد ..........

ايشون به دقيقا به نكته مهمي اشاره كردن اگه ما مي تونستيم با ظرفيت بالاي دفاع مقدس وارد دوران سازندگي بشيم تحولات عمده اي رو مي تونستيم امروز شاهدش باشيم و به پيشرفتهاي بزرگي نائل بشيم ما ثابت كرديم در هر عرصه اي كه ما با اون روحيه وارد شديم موفق بوديم  ......

وقتي من بعنوان يك جوان شرايط سالهاي اوليه انقلاب رو تصور مي كنم برام تحليل مباحث و مسائل اون دوره خيلي دشوار مي آيد

انواع تحريم هاي اقتصادي ، بحرانهاي داخلي  ، گروههاي تجزيه طلب ، ترورهاي گسترده و ....... در اين شرايط جنگ به ما تحميل مي شه در اثنا جنگ يه رئيس جمهورمان خيانت مي كنه يك  رئيس جمهور شهيد مي شه نخست وزير شهيد مي شه ... رئيس قوه قضائيه شهيد مي شه ...... با اين حال ما جنگ رو ادامه مي ديم و اون حماسه بزرگ خلق مي شه .... با دست خالي اين همون قدرت ايمانه كه ما امروز كمتر به اون توجه مي كنيم ما امسال همراه با عده اي از دانشجوها رفته بوديم مناطق جنوب اونجا بچه خيلي حس و حال گرفته بودن  بعضي ها از شهدا تصاويري غير قابل دسترسي ترسيم مي كردن ولي به نظرم شهدا هم مثل همه بودن اما تفاوت اساسي اونا با ما اين بود كه اونا به نداي دروني شون پاسخ گفتن اونا به فطرت شون برگشتن اونا نداي پيامبرو با گوش دل شنيدن و به اون عمل كردن ما هم مي تونيم امروز مثل اونا باشيم و در مقابل فتنه آخرالزمان خودمون حفظ كنيم ...

متاسفانه اين مسائل به دوستانمون به همسالانمون  توضيح داده نمي شه بعد از اونا انتظارات غير واقعي هم پيدا   مي كنيم و با تمسك به صورت ظاهري اعمال اونا در موردشون  قضاوت مي كنيم..... حالا امروز زياد شد ان شا الله بقيه مطلب روزهاي بعد مي نويسم......... سالروز آزاد سازي خرمشهر رو هم تبريگ ميگم

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:33 | لینک  | 

"مجروهي شانزده ساله داشتيم كه از ناحيه كمر تا بالاي زانوش مورد اصابت گلوله سنگين قرار گرفته بود .گوشت و استخوان بدنش له شده بود و خونريزي شديدي داشت.وقتي دكتر جراح او را ديد به قدري متاثر شد كه همه متوجه حال او شديم . به اتاق عمل برگشت و گفت من چطور او را عمل كنم ، او تكه تكه شده و هيچ كاري نمي توانم براي او انجام دهم..... همزمان با اين مجروح ، دو مجروح ديگر هم داشتيم كه امكان نجات آنها بود ولي وضعيت آن دو وخيم بود . اگر رسيدگي به آنها تاخير مي افتاد امكان داشت شهيد شوند. دكتر دستور داد كه مجروح شانزده ساله را وسط اتاق عمل قرار دهيم...دكتر مشغول عمل جراحي ديگر شد .. دكتر با سرعت كار مي كرد تا بلافاصله بتواند بعد از پايان كارش بسيجي نوجوان را عمل كند .. مرتب به آن پسرك سر مي زدم . از او پرسيدم كلاس چندم هستي ؟ او گفت سال دوم تجربي و از تبريز اعزام شده ام ... ريش و سبيل نداشت ... عطش شديد داشت و مرتب از من آب مي خواست ، اما قبل از عمل نمي توانستم به او آب بدهيم ........ مدام تشك زير پايش مملو از خون مي شد ، من سطلي مي بردم و خونها را در سطل مي ريختم..... با بانداژهاي متعددي از كمر تا زانويش را محكم بسته بوديم ... كه فقط از متلاشي شدن بدنش بر روي تخت جلوگيري مي كرد ..... صورتش سفيد و مهتابي شده بود. لبهايش از شدت تشنگي و ضعف مي لرزيد . تن مجروح او در خون جمع شده زير پايش شناور شده بود .... ديگر طاقت تشنگي او را نداشتم پيش دكتر رفتم و گفتم : ما كه مي دانيم او زنده نمي ماند اجازه بدهيد به او آب بدهيم .......دكتر قبول نمي كرد از آقاي .... خواستم يك كمپوت گيلاس خنك به اتاق عمل بياورد ... مجروح مرا صدا كرد باز هم از من آب خواست . به او گفتم امام حسين با لبهاي تشنه به شهادت رسيد تو بايد مانند عاشورا تحمل كني. مجروح با حالت ضعف ناله اي كرد و گفت الله اكبر ياحسين يا ابوالفضل اين را براي تسلي او مي زدم اما خودم به هم ريخته بودم ..... عمل دكتر تمام شد دستور داد هرچه سريعتر او را به اتاق عمل منتقل كنيم . خوشحال شديم . همه با سرعت كار مي كرديم ... دكتر بي هوشي مي خواست آمپول بزند. بانداژها را كه از دور پاهاش باز كرديم ، گوشت و استخوانهاي تكه تكه شده اش رو تخت پهن شد ، دكتر دست او را گرفت .. چشمانش نيمه باز بود و لبهايش باز ... ديگر خوني برايش نمانده كه به زمين بريزد . هيچ كدام قادر نبوديم خودمان را آرام نگه داريم . هر كدام بلند گريه مي كرديم . از دكتر جراح تا دكتر بيهوشي و كارگر اتاق عمل . او چند ساعت بيشتر بين ما نبود ......." يكشنبه آخر خاطرات معصومه رامهرمزي ص 135
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:13 | لینک  | 

سلام اولین مطلبم رو امروز که مصادف با ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستاره و در آستانه سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر می خوام  خاطره ای از یک پرستار براتون نقل کنم ‌، این خاطره رو امروز خوندم وقتی داشتم می خوندم  واقعن نمی تونستم خودم نگه دارم بشدت منقلبم کرد امیدوارم بتونیم روز قیامت جوابی برا اعمالمون در مقابل شهدا داشته باشیم این وبلاگ رو تقدیم می کنم به روح مطهر این شهید
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 0:13 | لینک  |